
مث اون لحظه که نگاه خداروی موجای سرد اقیانوسگره خورد و شب از تب مهتابشد پر از نور و خالی از کابوسمث دست نسیمِ گندمزارمثل باد بهار، دلچسبیمثل چای غلیظ بعد از ظهرتلخی، اما عجیب میچسبیموج رگبار تند گیسوهاتیه جهانو کشیده تا...
B L O G F A . C O M
برچسب:
نویسنده: طاها رستمیان