تو اون باغ بارون زده تو سکوت
تو اون اتفاق نیفتادهای
که واسه درخشیدن آفتاب
رو گلبرگ گلهات، آمادهای
تنت مثل روزای سبز بهار
پر از اتفاقای سبز و سپید
نگات موج مغرور و خوشرنگی که
نمیشه تو دریای چشمت ندید
بهشت پر از غنچهی پیرهنت
تبِ شرجیِ کوچههای شمال
تنت ظهر مرداد، توی کویر
لبات باغی از غنچهی پرتغال
تو روزای دودیِ تهرانِ سرد
مث صبح کاشون، تو اردیبهشت
تو آغوش تو، واژهها میشکفن
میشه از چشات شعرِ بارون نوشت
توی روزای تاریک بعد از چشات
خیالت مثل آسمون روشنه
دو تا دست مغرور و پر ادعات
هنوزم تو دست خیال منه
من و تو دو تا چای یخ کرده و
یه قندون بارون زده روی میز
توی یه کافهی چوبی توی شمال...
دوباره تو برگردو چایی بریز
بشین روبروی خیال چشام
تب اسمتو روی لبهام ببوس
پر از حسرت شعر تازهام، بیا
جای چشمتو روی شعرام ببوس
هوا از نگات بغض بارون گرفت
خیالت تن خستمهمو سرد کرد
ولی ایستادن روی پای شعر
دل این پسر بچه رو، مرد کرد
بذار غنچهی شعر از بوسههات
توی این کافهی نیمهجون بشکفه
بذار رد لبخند، بعد از یه بغض
رو لبهای این آسمون بشکفه
یه روزی تو عمق فراموشیام
تو مثل یه آهنگ پیدا میشی
دوباره تو، ای واژهی گمشده
تو آغوش شعرای من جا میشی
امین کردبچه چنگی
چهارشنبه ۱۲ آذر ۱۴۰۴
۰۵:۴۷
B L O G F A . C O M
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره روزای در متن مقاله بررسی شده است.
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
جدیدترین اطلاعات و تغییرات مربوط به بارون در این گزارش ارائه شده است.
برچسب:
نویسنده: طاها رستمیان