داری تو عکسای قشنگت باز میخندی
تو پشت هر لبخند، حتی کهنه، زیبایی
انقدر حس عاشقی توی نگاهت هست
فک میکنم حتی همین لحظه، همین جایی
لبخندهای روی لبت صد باغ گیلاسه
چشمات، موجای پر از احساس دریاهاست
چال روی گونهات خودِ منظومهی شمسی
موهات، مثل شب عمیق و ساده و زیباست
تو، جذبهی ماه شبی، تو بغض دریاچه
آبیترین تصویر دنیا از نگاه ماه
مثل ترانه شاد و خندون، پاک و بینقصی
مثل غزل، با مستی و موجِ جنون، همراه
شبهای شورانگیز موهای دلانگیزت
مثل شبای پر ستاره، اوج یک رویا
دستات، مثل دست گل تو دست صبحی نو
مثل حصار قلعهای، بیادعا، زیبا ...
تو معنی لبخند خورشیدی به وقت صبح
طعم خوش چایی لاهیجان و بوی یاس
مثل غزلهای توی دیوان حافظ، سبز، شورانگیز
چشمات مثل معنی رنگینکمون زیباس
از شهر رویای خیالانگیز تو میرم
تا با جنونی کهنه، شعری تازه برگردم
من روز و شب رو میشمارم تا بازم شاید
پیش تو با یک ذوق بیاندازه برگردم
امین کردبچه چنگی
سهشنبه ۶ آبان ۱۴۰۴
۰۰:۲۶
B L O G F A . C O M
برچسب:
نویسنده: طاها رستمیان