اصلاً قبوله، مال همدیگه نبودیم
راه من از چشمای تو خیلی جدا بود
اما بگو کی مثل من قلبت رو میخواست
کی مثل من، درگیر چشمای شما بود؟
کی مثل شعرای من از موهات میگه؟
آواره ی شهر پریشون نگاته
تکرارشم تلخه، ولی یادت بمونه
خون تموم شعرهای نصفه، پاته
رد نوک سبابه ی بیرحم دستت
روی تن ماشه، هنوزم بیقراره
شلیک کن، بانوی ابر و ماه و پرواز
اینجا یه جون، روی یه لب، چشم انتظاره
شلیک کن، اینجا جنون از حد گذشته
بیواژگی رو دوش شعرام، درد داره
باید صدای خشم بیرحم گلوله
این شهرو از خواب زمستونی درآره
تا هر زمانی که جنون شعر زنده است
پرونده ی این قتل روی میز بازه
تو مجرمی، جرمت پریشونی شعره
قاضیِ مجرم از ترحم بینیازه
تو مجرمی، چشمای من یادش نمیره
آبانِ خون و گریه و چشم انتظاری
رد تب پاهای سستم رو خیابون...
شبهای بغض و خشم و اشک و بیقراری
حالا که برگشتی، همه چشماتو دیدن
اما کسی این قصه رو باور نکرده
یادم نمی ره گفته بودی این یه اصله
«مجرم همیشه توی صحنه بر میگرده»
باید یه روزی این جنونو زیر پاهام
پرپر کنم تا قلبم از این غم رها شه
اما مگه این زندگی جز تو چی داره؟
اصلاً مگه میشه جنون تو نباشه؟
اصلاً مگه میشه نباشی و ترانه
با حسرت چشمای تنهام جون بگیره؟
تو باش، تو آبیترین تصویر شعری
تو باش تا بیواژگی با تو بمیره
از تو نوشتن تا جنون، نور شبامه
من خالق شعرم، همین دیوونگیمه
اما نذاری فکرت از شعرم جدا شه؟
دیوونگی با تو تموم زندگیمه
لبهات بیپروا ترین گلبرگ نورن
چشمات ابر آسمون توی بهاره
موهات طولانیترین یلدای سالن
بارون باید از دستهای تو بباره
باز آسمون خواب چشاتو دیده انگار
ماه از نگاه روشن تو شعر گفته
تا قلب ابرا رو هواییتر نکردی
باید هوای دیدنت از سر بیفته
امین کردبچه چنگی
۴ دی ماه ۱۴۰۲
۰۵:۳۵
B L O G F A . C O M
این موضوع به دلیل اطلاعات و کاربردهای مرتبط، مورد توجه کاربران قرار گرفته است.
جزئیات مهم و نکات قابل توجه درباره جنون در متن مقاله بررسی شده است.
در این مطلب اطلاعات، جزئیات و نکات مرتبط با بانوی ابر و ماه و پرواز بررسی شده است.
برچسب:
نویسنده: طاها رستمیان