خرید بک لینک

امشب از بغض شفق تا صبح درگیر توأم
تا طلوع واژه ها، مشغول تفسیر توأم

بعد از این کابوس طولانی و ترس از رفتنت
در سکوت کاغذم، سرگرم تعبیر توأم

شعرهایم بی تو پوشالیست، بانوی غزل
سطح قلبم سخت، خون آلوده، چون جنگ جمل

من صدای خالص اکسیر، در جام گناه
تو نوای جاری حی علی خیرالعمل

غرق چشمان تو در این شعر زانو می زنم
از شکوه قامتت هر لحظه یاهو می زنم

نقش تو، اسطوره ای بر آبی مینای جان
کز زلالش، در غزل ها، برق جادو می زنم

جنگ خونین غزل های من و چشمان توست
هر شهید واژه هایم، شمع نخلستان توست

خون بهای جان سربازان شعرم چشم تو
لاله ی هر خون که رخ زد، زینت بستان توست

جنگ بی پایان شعر و واژها، من، در کمین
شعر من سرباز و چشمان شما میدان مین

ماشۀ انبار باروت نگاهم بغض توست
انفجاری سخت در راه است، حالم را ببین!

در غروب شعر، از این جاده راهی می شوی
می روی و در عروق شعر جاری می شوی

رو به دریاهای بی پایان تنهایی و بعد
با حلول هر غزل در من تداعی می شوی

می شود بر وزن چشمان شما صد شعر گفت
می توان در کشور آغوش تو آسوده خفت

امشب از این کودک نوپای سرکش خسته ام
کودکی های غزل با نام تو در من شکفت

04:57
پنجشنبه 20 شهریور ماه 1393

برچسب: تداعی,تداعی آزاد,تداعی معانی,تداعی در معماری,تداعی برند,تداعی گرایی,تداعی معانی یعنی چه,تداعی خاطرات,تداعی آزاد چیست؟,تداعی واژه ها, نویسنده: طاها رستمیان تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 12:48

صفحه بندی