دقیق تر نگاه کن، به شاعری که ماه را به بند می کشد چنان، مهی که خط راه را میان واژه واژه ها چو عشق می رسد ز ره غزل سپید می کند، چو یوسفی که چاه را به سان گرد لشگری که از نبرد خسته است امید بسته در شفق، سپیدی پگاه را ز خشم بیت ها دلش، قرار می دهد ز کف به دار واژه می کشد، سراسر سپاه را پگاه می رسد ولی نگاه یل پر از غم است چگونه باز پس دهد، تقاص اشتباه را و آخرین اسیر را به دست باد می دهد چو شاعری که شعر را...گلوله ای که شاه را