
مثل بغض شاعری که نمی تونه بنویسه
اسم زیبات توی شعرام، هنوزم واسم نفیسه
توی تقویم اتاقم، واژۀ تحویل سالی
شایدم مثل یه رویا، واسه قلب من محالی
داشتنت مثل ستاره است، دور اما گرم و روشن
بودنت مثل بهاره توی تقویم دل من
پر واژه های تازه، با منی تا ته رویا
شایدم حسی غریبی، مث پرواز روی ابرا
همیشه واسم عجیبی، مث آینه، توی هفت سین
خاطره ات مونده تو شعرام، مث حجم گریه، سنگین
مثل سالی که تموم شد، پر اشکی، پر لبخند
برق اون چشای نازت، با غرورت خورده پیوند
توی کوچه های پاییز پر از احساس بهاری
که با هر موج نگاهت، عشقو یاد من میاری
مثل میدون رسالت، پری از شکوه و قدرت
خاطره ات عکسه تو آلبوم، پر از آه و پر حسرت
بیا با اسم قشنگت درای بهارو وا کن
یه بارم به رسم دیروز، منو عشق من صدا کن
01/01/1395
03:54
برچسب:
نویسنده: طاها رستمیان